أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

71

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

نصرت نكنند و يارى ندهند مگر آنكس را كه خداى تعالى بر وى رحمت كند و او خدائى است عزيز و رحيم بخشنده و بخشاينده . [ سوره الدخان ( 44 ) : آيات 43 تا 53 ] إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ( 43 ) طَعامُ الْأَثِيمِ ( 44 ) كَالْمُهْلِ يَغْلِي فِي الْبُطُونِ ( 45 ) كَغَلْيِ الْحَمِيمِ ( 46 ) خُذُوهُ فَاعْتِلُوهُ إِلى سَواءِ الْجَحِيمِ ( 47 ) ثُمَّ صُبُّوا فَوْقَ رَأْسِهِ مِنْ عَذابِ الْحَمِيمِ ( 48 ) ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ ( 49 ) إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِهِ تَمْتَرُونَ ( 50 ) إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي مَقامٍ أَمِينٍ ( 51 ) فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ ( 52 ) يَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِينَ ( 53 ) بدرستى كه درخت زقّوم طعام آن ناكس أثيم بزه كارست گفتند : مراد ابو جهل است در خبرست كه : ابو جهل روزى پارهء مسكه و خرما آورد و آن را بر هم زد و بخورد و گفت : اين آن زقّوم است كه محمّد ما را به آن مىترساند نحن نتزقّمه ، ما بپرى دهان آن را ميخوريم « 1 » ، او همچون مس گداخته است بجوشد در شكمها چون جوشيدن آب گرم [ خُذُوهُ ] زبانيه را گويند : بگيريد اين كافر بزه‌كار بد كردار را

--> ( 1 ) - اين روايت در اين مورد از تفسير ابو الفتوح نيست و مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين آن را به اين عبارت نقل كرده است : « و گويند كه : مراد به « أثيم » در اين مقام ابو جهل است كه روزى پارهء خرما و مسكه ممزوج كرده مىخورد و ميگفت : آنچه محمّد ما را به آن تهديد ميدهد اين است كه ما به آن تزقم ميكنيم يعنى دهن خود را به آن پر ميسازيم پس حق تعالى قول او ردّ كرده ميگويد كه : زقّوم نه آنست كه ابو جهل تصوّر كرده [ بلكه كَالْمُهْلِ ] و طبرسى ( ره ) در مجمع البيان گفته : « طعام الاثيم اى الاثم و هو ابو جهل و روى أنّ ابا جهل اتى بتمر و زبد فجمع بينهما و أكل و قال : هذا هو الزقّوم الذى يخوّفنا محمّد به نتزقمّعه‌اى نملا أفواهنا به ( تا آخر ) و ابو الفتوح رضوان اللّه عليه در سوره « و الصّافات » در تفسير آيهء « أَ ذلِكَ خَيْرٌ نُزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ » مفصلتر از همه نسبت به « شَجَرَةُ الزَّقُّومِ » بحث كرده است فمن شاء فليراجع .